تجربه هایی برای یادگیری زبان انگلیسی

امروزه زبان انگلیسی و تسلط کامل بر آن یکی از پیش شرط های موفقیت های تحصیلی و اجتماعی است. تاکنون نوشته های بسیاری در مورد اهمیت فراگیری زبان انگلیسی به قلم نگارش در آمده اند و به همین جهت قصد نداریم فواید و اهمیت یادگیری زبان انگلیسی را بار دیگر در این نوشته مورد بررسی قرار دهیم. مخاطب این نوشته افرادی هستند که با درک نقش و اهمیت زبان انگلیسی سعی در فراگیری آن دارند. به عبارت دیگر یادگیری زبان انگلیسی قدم دوم است ! قدم اول در فراگیری زبان انگلیسی ، احساس نیاز و رشد علاقه به فراگیری زبان است و در واقع روی صحبت این نوشته با افرادی است که قدم اول را با موفقیت طی کرده اند.
به جرات انتخاب و تصمیم گیری در مورد چگونگی یادگیری زبان یکی از مهمترین گام ها در فراگیری زبان است. هر زبان آموزی در ابتدای راه خود با حجم عظیمی از تبلیغات کلاس ها و بسته های آموزشی زبان مواجه می شود که هر یک مدعی کارآمدترین متدهای آموزشی و بهترین راه برای یادگیری زبان هستند. سوال اصلی اینجا مطرح می شود که کدامیک از این بسته ها و کلاس های آموزشی مناسب هستند و می توانند زبان آموزان را به خواسته های خود برسانند. نوشته زیر جمع بندی تجربه های شخصی من در این زمینه است.
هدف من از یادگیری زبان انگلیسی چیست ؟
چگونگی پاسخ دادن به این سوال نقش کلیدی و تعیین کننده ای در فراگیری زبان ایفا می کند. در ابتدای راه باید با خودتان کاملا رو راست باشید و بدانید در حال حاضر در چه شرایطی هستید و از این به بعد می خواهید به کجا برسید و یا به قولی نقشه راه را ترسیم کنید. یک فاکتور تعیین کننده دیگر نیز در این مرحله وجود دارد ، آیا به یادگیری زبان علاقه دارید و یا صرفا جهت برطرف کردن نیاز خاصی به یادگیری زبان روی آورده اید. اصولا افرادی که بدلیل علاقه شخصی قصد یادگیری زبان را دارند با محدودیت زمانی کمتری نسبت به افرادی که قصد یادگیری زبان جهت رفع نیازهای خاصی را دارند ، روبرو هستند و به همین دلیل می توانند زبان را در بازه زمانی طولانی تر فراگیرند.
کلاس زبان یا بسته های آموزشی ؟
تا به امروز بسته های آموزش زبان زیادی تولید و به بازار عرضه شده اند. هر یک از این بسته های آموزشی مدعی نوآوری های خلاقانه ای هستند که می توانند شما را در یادگیری زبان یاری دهند. این بسته های آموزشی با شعارهای جذاب خود می توانند بسیاری از زبان آموزان را به سمت خود جذب کنند. بیشتر این بسته های آموزشی با تاکید بر افزایش سرعت یادگیری و هزینه ای به مراتب کمتر از کلاس های آموزش زبان و گاها با ارائه شعارهایی غیر واقعی ، زبان آموزان را به تهیه این بسته ها مجاب می کنند. اما حقیقت نهفته در پشت این بسته های آموزشی چیست؟
بسته های آموزش زبان موجود در بازار را می توان به ۲ دسته کلی تقسیم بندی کرد. بسته های نرم افزاری که بر اساس کتاب های آموزشی و متدهای خاص آنان تهیه می شوند و بسته های نرم افزاری که با ابداع کردن شیوه های نوین آموزشی سعی در انتقال مفاهیم به کاربر دارند. تجربه نشان داده است که بسته های تولید شده بر اساس کتاب های آموزشی به تنهایی موفقیت های چشمگیری نداشته اند و حرف چندانی برای گفتن ندارند. نرم افزار های این دسته معمولا مکالمات و تمرین های مطرح شده در سطح کتاب را به صورت مالتی مدیا ارائه می کنند. بسته های نرم افزاری گروه دوم غالباً بر پایه شیوهای نوین آموزشی تهیه می شوند اما باید توجه داشته باشید که در تهیه بسیاری از این بسته ها (به ویژه در کشورمان) هیچگونه مطالعه علمی صورت نگرفته است . یادگیری انگلیسی در خواب مصداق بارز نرم افزاری تجاری است که بدون هیچ پایه ی علمی تهیه و تولید شده است.
پایانی بر فارسی ، آغازی بر انگلیسی !

۳۱ تیر ماه امسال همزمان با تولدم بود که این وبلاگ هم متولد شد . از اون زمان مطالب نسبتا زیادی نوشتم و بازدید رو به افزایش صفحات هم نشان از درست بودن راهی بود که انتخاب کردم . اما بنابر بدلایل شخصی قصد دارم از این به بعد مطالب خودم رو به صورت انگلیسی بنویسم . این نوشته شاید پایانی بر نوشته های فارسی و شاید هم پایانی بر بازدیدکنندگان فارسی باشه . در این مدت به دلیل ماهیت وبلاگم دوستان بسیار خوبی پیدا کردم و از همه دوستانی که با کامنت هاشون من رو مورد لطف قرار دادند تشکر می کنم . در حال حاضر مشغول تهیه قالب انگلیسی وبلاگ هستم و بزودی سعی می کنم اون رو با سیستم فعلی جایگزین کنم . امیدوارم دوستان سابق رو در فصل بعدی زندگی این وبلاگ هم ببینم .
پی نوشت : باتوجه به نظرات دوستان مبنی بر ادامه نگارش فارسی مطالب و اهداف خودم در جهت نگارش انگلیسی ، تصمیم گرفتم وبلاگ را در دو نسخه جداگانه فارسی و انگلیسی ادامه دهم .
آغازی دوباره

یادش بخیر ، زمان چقدر زود می گذره . حدودا سه سال پیش دقیقا در چنین روزی بود که آخرین مطلب وبلاگم رو نوشتم . یادم میاد دقیقا اون روز ، مثل همین امروز تولدم بود و ضمنا خبر قبولی در دانشگاه رو هم دقیقا در همون روز گرفته بودم . خلاصه که کلی برای خودم خوشحال بودم . پروژه های بسیاری اون موقع سرم ریخته بود و ضمنا تصمیماتی هم برای آینده ام گرفته بودم که نهایتا موجب شد احساس کنم ، از زمانی که برای وبلاگ نویسی صرف می کنم می تونم به نحو بهتری استفاده کنم و خلاصه این شد که تصمیم گرفتم وبلاگم رو تعطیل کنم . از اون زمان خیلی میگذره و خب به خیلی از چیز هایی که توی ذهنم بود رسیدم و می تونم بگم از سه سالی که گذشت بسیار راضی بودم . در طول این زمان هم مثل هر آدم دیگه ای ، دنبال هدف های جدیدی بودم که خب می تونم بگم الان وسط راه به تحقق رسوندن اونها هستم . با توجه به تجربه های پیشین ام در وبلاگ نویسی فکر می کنم ، وبلاگ نویسی و انتقال معلومات خودم به سایرین و جذب معلومات سایرین از جمله قدم های لازم برای رسیدن به هدف های جدیدم باشه . از طرفی بدلیل اینکه این چند وقت یک برنامه دقیق برای زمانبندی کارهام داشتم ، در حال حاضر براحتی می تونم روزانه زمانی رو به وبلاگ نویسی اختصاص بدم . البته این دفعه تصمیم دارم که توی وبلاگم از مسائل روز و آلودگی هوا ننویسم و بیشتر مطالب و محتوای این وبلاگ رو به سمت محتوای مرتبط با برنامه نویسی و شبکه های کامپیوتری و تکنولوژی های مرتبط با اونها سوق بدم . ولی برای اینکه آرزو به دل نمونم جدا چقدر هوا کثیف این روزا ! خب چون دلیلی نمی بینم که بیشتر از این وقت خودتون رو به خوندن این مطلب نچندان جالب اختصاص بدید ، این مطلب رو همینجا تموم می کنم و اعلام می کنم بچه جدیدم در تاریخ سی و یک تیر ماه هشتاد و هشت بدنیا آمد .

